ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )
47
گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )
داخل ضريح بالاى سر نصب است . ملا حسنعلى گفت : قريب هفتاد سال قبل شيخ احمد احسائى رحمة اللّه از اين راه به مشهد مقدس مشرف مىشده اين سنگ را خوانده ، فرمود تاريخ آن چهل سال بعد از واقعهء كربلا است . ملا محمد على مردى بسيار معيل و عليل و فقير متولى اين بقعه است . روز سهشنبه پنجم : چون باد زياد بود ، ديرتر بار كردند . ديشب ملا ابو طالب و ملا على اكبر برادرش على الرسم براى آنكه بىخوابى زحمتشان ندهد ، پاى كجاوه آمده ، صحبت مىداشتند . از جمله ملا ابو طالب گفت : جناب خان ، گفتم : بلى . گفت : شما مىدانيد قبله عالم چرا اين قدر مالياتها را زياد كردهاند . گفتم : چطور ؟ گفت : ماليات ما در اول دولت ده تومان بود و حالا به سى تومان رسيده است . گفتم : يك چيز از تو مىپرسم . اگر راستش را گفتى ، جواب ترا مىدهم . والّا حق سؤال و جواب با من نخواهى داشت . گفت : البته خلاف نمىگويم . گفتم : بگو ببينم ، در آنوقت كه ماليات شما ده تومان بود ، زودتر و آسانتر مىپرداختيد يا حالا كه سى تومان است . خنديد و گفت : خير آن وقت كه ده تومان بود تا چوبمان نمىزدند ، نمىتوانستيم از عهده برآييم ، گفتم : اين عبارت يعنى چه ؟ كه تا چوبمان نمىزدند ، نمىتوانستيم ، از عهده برآييم . گفت : آن وقت لابد بوديم ، براى اداى ده تومان مخلفه و اثاث البيت خود را با نزل قيم بفروشيم و پولش را به حوالهء ديوان بدهيم و تا چوب نمىخورديم ، دلمان نمىآمد كه ما يحتاج خانه را به فروش رسانيم . امّا حالا به مجرد اينكه برات حواله مىآورند ، در سر موعد تنخواه ديوان را مىپردازيم . گفتم : همين جواب سخن و سؤال تست كه آن وقت به سبب بىنظمى كه در كار خودت بود ، نمىتوانستى كاسبى نموده ، دخلى كه بايد بردارى و در واقع آنوقت ده تومان هم زياد بوده حالا كه به فرّ معدلت شهريارى روح العالمين فدا ، به آرام دل و جمعيت خاطر كاسبى مىكنى ، چندين برابر آنوقت مداخل حاصل مىكنى . نهايتا اين قدر هم به جهت حفظ حالت امنيت به ديوان اعلى مىدهى . ملا ابو طالب بىاختيار از الاغ فرو جسته به خاك افتاده و سجدهها كرده ، برخاست و به دعاى دولت ، دولت ابد مدت همايون پرداخت . و اين بندهء درگاه را دعا گفت كه خدا پدر و مادرت را رحمت كند كه مرا از اين شبهه به [ در ] آوردى « 36 » . خلاصه صبح يك ساعت از روز گذشته ، به چهار فرسخى در خارج رباط زير آب كه رباطى مختصر از سنگ و گچ است ، منزل شد . اين رباط را در سنهء هزار و دويست و هفده
--> ( 36 ) - متن : مرا از اين شبهه برآوردى .